۷/۳۰/۱۳۸۷

شهدای امر بهائی: جناب یدالله سپهر ارفع

شهدای امر بهائی: جناب یدالله سپهر ارفع

به مناسبت 1 آبان، سالروز شهادت ایشان

به نقل از پروین سپهر ارفع (همسر ایشان)


جناب یدالله سپهر ارفع در سال 1306 در طهران و در خانواده ای مسلمان متولد شد. مادر او در سن 84 سالگی به دیانت بهائی مؤمن شد. یدالله، نیز در سن 18 سالگی از طریق خواهرش، با دیانت بهائی آشنا شد و از آن پس جوانی خود را صرف مطالعه و تحقیق درباره دیانت جدید و خدمت به انسان صرف کرد. حاصل ازدواج ایشان یک دختر و یک پسر است.

در ساعت 10 صبح روز نهم شهریور ماه 1360 سه پاسدار مسلّح به بهانۀ اینکه " با شما تصادف کرده ایم و اتومبیل شما خسارت دیده" او را به در حیاط کشاندند بعد از تفتیش تمام منزل، او را همراه با کتاب های بهائی و چند نوار سرودهای امری دستگیر نمودند.

بعد از مدتی بی خبری از او، با منزل خواهرش تماس گرفت و اظهار داشت که " حالم خوب است و چون جرمی ندارم به زودی آزاد خواهم شد."

زمانی که جهت پیگیری مجدد در روز 17 آبان 1360 به زندان رفتم، چون 12 ظهر و وقت نماز بود، به من ساعت 2 بعد از ظهر وقت دادند. به منزل آمدم، یکی از اقوام ساعت 2 به زندان مراجعه نمود. متصدی اظهار داشت که سپهر ارفع، اعدام شده است. فریاد زد چرا؟ او گفت: " آخرین مرتبه من خود با او صحبت کردم، می دانید در جواب من چه گفت؟ « افتخار می کنم بهائی هستم». آری سزای کسی که افتخار می کند بهائی است، جز اعدام چیز دیگری نمی باشد!"

اسم او را در بهشت زهرا یافتیم، تاریخ اعدام او، روز اول آبان 1360 بود. جسد او را از زندان اوین به گورستان هندی ها بردند ( آنجا مکانی است که اعضای حزب پیکار را با لباس و بدون تشریفات دفن می کنند). پس از تحقیق بسیار، شماره قبر او را به دست آوردیم. بنابر مقتضایت زمانه، مجلس تذکّر برقرار نشد و وصیت نامه او را بعد از گرفتن رسید به خواهرش تحویل دادند.

بعد از شهادت همسرم، اطلاع یافتم که پس از دستگیری او را به زندان زنان سابق برده بودند. در سلول انفرادی محبوس بود، صدای محاکمات او را دو جوان بهائی محبوس، با چشم های بسته می شنوند، در لحظه های مختلف از اطاق های مجاور صدای محاکمات به گوش می رسید. ناگهان صدای بلند ضبط صوتی آهنگ دعای " سُبّوحٌ قُدّوسٌ ربُّنا و ربُّ الملائکة و الرّوح" را پخش می نمود. با این سرود چند پاسدار زمزمه می کردند و بعد محاکمه سپهر ارفع را می شنوند که از او راجع به محافل و تشکیلات بهائی سوال می کردند و او به نحو شایسته ای جواب می داد. با وجود توهین های بیشمار نحوه جواب دادن او با متانت و بردباری همراه بود. از او در مورد برنامه های ضیافت سوال شد و او یکی از مناجات های حضرت بهاءالله را با صدای خوب و رسا تلاوت کرد... بعد از این محاکمه بود که او را به زندان اوین منتقل نمودند.

زمان شهادت او احتمالاً اول آبان 1360 بود. خبر اعدام او در هیچ یک از رسانه های گروهی منعکس نگردید.

منبع: پروازها و یادگارها، ماهمهر گلستانه، چاپ شرکت سوپریم، 1371

۳ نظر:

ش.ن جوان گفت...

خیلی به چنین وبلاگی در دنیای اینترنت نیاز است. نفستان گرم

می‌توانید شما هم عضو بنرهای معرفی وب‌های بهایی شوید تا وبلاگ شما از طریق یک بنر در وبلاگ‌های دیگر معرفی شود و البته بالعکس.

جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس:

nirooyejavan.blogfa.com

مراجعه کنید و همچنین به آدرس:

nirooyejavan@yahoo.com

ایمیل بزنید.

ناشناس گفت...

abha.doste aziz .az zahmatet kheyli mamnon.besiyar kamel va jame bod.age dost dashti mitoni ba ham tabadole link dashte bashim,mamnon,armin.
www.shahrfarang.blogfa.com

'آوای دوست' گفت...

با تشکر از لطف همه شما عزیزان